X
تبلیغات
♥ پرستاری 88 ♥

گیر کرده‌ام بین

کودکی که دارد از در و دیوار رویاهایش بالا می‌رود

و پیرمردی که از سر بی‌کسی

با عصایش تانگو می‌رقصد ...

کاش با آن پیرمرد کنار می‌آمدم تا به کودک بگوید :

دیوار زندان

بالا رفتن ندارد

هومن شریفی




تاريخ : جمعه بیست و دوم فروردین 1393 | 10:5 | نویسنده : عظیمه نوری |
مادر کودکش را شیر می دهد و کودک از نورچشم مادر خواندن ونوشتن می آموزد

وقتی کمی بزرگتر شد کیف مادر را خالی می کند تا بسته سیگاری بخرد

بر استخوان های لاغر و کم خون مادر راه می رود تا از دانشگاه فارغ التحصیل شود

وقتی برای خودش مردی شد پا روی پا می اندازد

و در یکی از کافه تریاهای روشنفکران

کنفرانس مطبوعاتی ترتیب می دهد و می گوید : عقل زن کامل نیست



تاريخ : جمعه پانزدهم فروردین 1393 | 16:8 | نویسنده : عظیمه نوری |


تاريخ : جمعه شانزدهم اسفند 1392 | 13:32 | نویسنده : رضا کریمی |
الان بچه ی ۷ ساله تخت دو نفره داره

زمان ما،

مارو میذاشتن رو پاهاشون


به حالت سانتریفوژ اینقد تکون میدادن تا پلاسمای خونمون جدا میشد

می خوابیدیم!!!




تاريخ : دوشنبه پنجم اسفند 1392 | 17:30 | نویسنده : عظیمه نوری |
 
علی: یه چیزی می گم، نه نیارید ... اما آره الکی هم نگید ... یه سال و روز و ساعتی رو قرار می ذاریم ... هر کسی هر چی شده، چه اونی که بارش بار شده، چه اونی که بارش افتاده ... که خدا کنه هممون کار درست بیایم ... خلاصه یه دفه دیگه دور هم جمع شیم ...

علی: هر کی میاد دستش و بذاره روی دست من

شهباز: می دونید بچه ها ... سخته ... همین حالا فکراتونو بکنید ... هر کی، نه ته دلش اومد دستش و بکشه ... که اگه حالا بکشه، بهتر از اینه که نیاد و زیر و رو بکشه ...
 
ضیافت : مسعود کیمیایی
 



تاريخ : شنبه پنجم بهمن 1392 | 16:1 | نویسنده : رحیم کارگر |
طـبيبان بر سر بالين مـن آهسته ميگفتند :
امـشب تا سحـر اين عـاشق دلـخستــه مـيمـيرد
دلـم در سـينه ميسوزد تو را ناديـده مـيميرم
حـديث آرزوهـايـم همـه ناگفتـه مـيمـاند
طبيبا از سر بالين من برخيز كه من حال ديگر دارم
تو تب مي بيني و من خــون در جگــر دارم
ز، هـر جا بگـذرد تابوت مـن غـوغـا بپـا خـيزد
چـه سـنگين ميرود اين مـرده از بس آرزو دارد
 
 
تقدیم به اونی که خیلی مرام داره (همکلاسی نیس ولی به قول خودش گاهی وقتا به وبلاگ ما سر میزنه...)


تاريخ : چهارشنبه هجدهم دی 1392 | 11:39 | نویسنده : امیر فراوان |
http://degaresh.com/site/wp-content/uploads/2012/12/Albert_Einstein-640-330-590x260.jpg


موضوعات مرتبط: عارفانه

تاريخ : سه شنبه دوازدهم آذر 1392 | 17:7 | نویسنده : محمد محمودی |

به آنهایی که دوستشان دارید ،

بی بهانه بگویید : دوستت دارم ...
بگویید در این دنیای شلوغ ،
سنجاقشان کرده اید به دلتان ...
بگویید گاهی فرصت با هم بودنمان ،
کوتاه تر از عمر شکوفه هاست ...
شما بگویید ، حتی اگر نشنوند ... !
و من مي گويم...
دوستت دارم


 



تاريخ : جمعه بیست و چهارم آبان 1392 | 0:33 | نویسنده : پریا وکیلیان |
سلام دوستانننننننننننننننننننننننن

کجایییییییییید؟چرا بیخبرید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خداییش من به اینترنت دسترسی نداشتم وگرنه حتما مطلب میذاشتم

خییییییییییییلی بی معرفتید که اینجوری وبلاگو فراموش کردید

هنوز۴ماه نشده دانشگا تموم شده-همگی رفتید سی خودتون!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 



تاريخ : جمعه بیست و چهارم آبان 1392 | 0:10 | نویسنده : پریا وکیلیان |

مصاحبه کننده :

در هواپیمائی 500 عدد آجر داریم،1 عدد آنها را از هواپیما به بیرون پرتاب میکنیم. الان چند عدد آجرداریم؟

متقاضی : 499 عدد !

مصاحبه کننده :

سه مرحله قرار دادن یک فیل داخل یخچال را شرح دهید.

متقاضی :

مرحله اول: در یخچالو باز میکنیم – مرحله دوم: فیلو میذاریم تو یخچال – مرحله سوم: در یخچالو میبندیم !!

مصاحبه کننده :

حالا چهار مرحله قرار دادن یک گوزن در یخچال را توضیح دهید !

متقاضی :

مرحله اول: در یخچالو باز میکنیم – مرحله دوم: فیلو از تو یخچال در میاریم

مرحله سوم: گوزنو میذاریم تو یخچال – مرحله چهارم: در یخچالو میبندیم !!

مصاحبه کننده :

شیر واسه تولدش مهمونی گرفته، همه حیوونا هستن جز یکی. اون کیه ؟

متقاضی :

گوزنه که تو یخچاله !!

مصاحبه کننده :

چگونه یک پیرزن از یک برکه پر از سوسمار رد میشود ؟

متقاضی :

خیلی راحت، چون سوسمارا همشون رفتن تولد شیر !!

مصاحبه کننده :

سوال آخر. اون پیرزن کشته شد، چرا ؟

متقاضی : امممممممم، نمیدونم، غرق شد ؟

مصاحبه کننده :

نه، اون یه دونه آجری که از هواپیما انداختی پایین خورد تو سرش مرد !!! شما مردود شدین،

نفر بعدی لطفا ....





تاريخ : جمعه یازدهم مرداد 1392 | 21:48 | نویسنده : عظیمه نوری |
آدمی اگر پیامبر هم باشد از زبان مردم آسوده نیست، زیرا :
اگر بسیار كار كند، می‌گویند احمق است !
اگر كم كار كند، می‌گویند تنبل است!

اگر بخشش كند، می‌گویند افراط می‌كند!

اگر جمعگرا باشد، می‌گویند بخیل است!

اگر ساكت و خاموش باشد می‌گویند لال است!!!

اگر زبان‌آوری كند، می‌گویند ورّاج و پرگوست ..!

اگر روزه برآرد و شب‌ها نماز بخواند می‌گویند ریاكاراست!!!

و اگر نكند میگویند كافراست و بی‌دین .....!!!

لذا نباید بر حمد و ثنای مردم اعتنا كرد

و جز ازخداوند نباید ازكسی ترسید.

پس آنچه باشید که دوست دارید.

شاد باشید ؛

مهم نیست که این شادی چگونه قضاوت شود...




تاريخ : شنبه پنجم مرداد 1392 | 10:52 | نویسنده : عظیمه نوری |

شیخ را پرسیدند : اینترنت ایران به چه ماند ؟

فرمود : به زنبور بی عسل

عرض کردند : یا شیخ ، اینکه قافیه نداشت

فرمود : واقعیت که داشت!!!

و مریدان نعره کردندی و به صحرا برفتندی.



تاريخ : شنبه پنجم مرداد 1392 | 10:48 | نویسنده : عظیمه نوری |

  

خداحافظ که نه..چهار سال کنارهم اومدیم ورفتیم..باهم خاطرات خوبوبد داشتیم   

رو صندلی های کلاس..تیکه وشوخیها بهم واستاد..شب امتحانات وبیداری واخرشم تقلب.از دست هم ناراحت شدنها..شوخی های سر کلاس..خنده های بامزه..عشق های ساده کلاس..جزوه های اخر ترم..تیپ زدن ها..خودشیرینی ها..پاورپوینت های ترم بالایی ها..دعوا واسه نمره..یاد اولین کلاس دانشگاه تو پراتیک..

خلاصه اینا جزئی از زندگیس..وشاید همون زندگی..

من بعنوان یه عضو ساده از این کلاس وجمع از همتون کمال تشکرو دارم

وازتون میخام اگه بدی خوبی ازمن کوچیک دیدین حلال کنین.. 

 تو هر جمعی با خاسته هاونظرات متفاوت دلخوری پیش میاد وکاملا طبیعیس 

ولی مهم همین کنارهم بودن وثبت خاطرات بود..

شما برای من خواهر برادرای واقعی بودین..وهستین..

امیدوارم هرجاهستین شاد وسلامت و موفق باشین..



تاريخ : دوشنبه هفدهم تیر 1392 | 15:42 | نویسنده : رضا کریمی |
تاريخ : یکشنبه نهم تیر 1392 | 8:34 | نویسنده : جواد احمدی |
حاصل سبزترین باور من برگ زردی است که از لای

 ورق های دلم میریزد.

 مانده ام سخت غریب....

یگر از سبز ترین حادثه ها می ترسم....



تاريخ : شنبه هشتم تیر 1392 | 14:5 | نویسنده : |

شاید سالها بعد در رهگذر جاده ها بی تفاوت از کنار هم بگذریم و بگوییم این غریبه چقدر شبیه خاطراتم بود...

The end


موضوعات مرتبط: متفرقه

تاريخ : شنبه هشتم تیر 1392 | 11:32 | نویسنده : رحیم کارگر |

Join Gevo Group

دوستی ستاره ای است درخشان که با پرتو دلفریب خود افق حیاط را روشن می کند ، وای از آن روز که این ستاره زیبا غروب کند و فروغ دلنواز عشق و دوستی از افق زندگی نابود شود و ظلمات یاس و تنهایی چون ابرهای سیاه ، روح ما را در میان گیرد.


موضوعات مرتبط: عارفانه

تاريخ : دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1392 | 12:34 | نویسنده : رحیم کارگر |
 

آیا میدانید: اگر سر پرگار گیج برود بیضی می‌کشد!؟

آیا میدانید: جاده چالوس از خود چالوس معروف تره!؟

آیا میدانید: نه کوه به کوه می رسه ، نه آدم به آدم !؟

آیا میدانید: ته خیار سرشار از ویتامین حقیقت است ؟

آیا میدانید: روغن مار ۱۰۰% گیاهی به فروش میرسد !؟

آیا میدانید: اگر تانک رو تو دنده روشن کنین، شلیک میکنه!؟

آیا میدانید: ته بستنی قیفی میهن تکه ای از بهشت است !؟

آیا میدانید: واژه “آی کیو” مخفف عبارت “اینترنشنال کودن” میباشد!؟

آیا میدانید: اگر هندزفری رو اتو هم بکشیم بعد دو دقیقه گره می خوره!؟

آیا میدانید: شبی که قهر کنی و شام نخوری درازترین شب سال است!؟

آیا میدانید: این روزا خریدن آدما راحت تر از خریدن گوشت و مرغ و برنجِ  !؟

آیا میدانید: ۱ هفته رژیم حرفه ای شما با ۱ ساعت پرخوری بر می گرده !؟

آیا میدانید: دکمه آسانسورو پشت هم تند تند بزنی‌ آسانسور زودتر نمیاد!؟

آیا میدانید: فقط یه ایرانی میتونه هرچی افتاد زمین با فوت ضدعفونی کنه!؟

آیا میدانید: اگه تو مسیری هستی که ترافیک نیست ، قطعاً اشتباه اومدی !؟

آیا میدانید: ۶ روز اول بعد از تعطیلات آخر هفته همیشه سخت ترین روزهان !؟

آیا میدانید: از بس حقمونو خوردن که اگر بگیریمش فک میکنیم هدیه است !؟

آیا میدانید: شاترهای نون لواشی استعداد خوبی در استایل رپ خونی دارن !؟

آیا میدانید: والیبال نسخه شدیدتر بازی “نذارین بادکنک زمین بخوره” هستش !؟

آیا میدانید: تمام بانکهای خصوصی ایران، نخستین بانک خصوصی ایران هستند!؟

آیا میدانید: خبرگزاری “مادر-خاله” سریعترین و موثق ترین خبرگذاری بین فامیلیه!؟

آیا میدانید: همیشه توی تاکسی اون کسی که اون ته نشسته ، زودتر پیاده میشه!؟

آیا میدانید: لذت باز و بسته کردن در باطری کنترل از دیدن خود تلوزیون بیشتر میباشد !؟

آیا میدانید: دقیقا همون مسیجی ارسال نمی شه که ۲۰ دقیقه طول کشیده تایپش کنی !؟

آیا میدانید: در خانه ما شام به اندازه ای درست میشود که فردا ظهر هم ادامه اش رو بخوریم !؟

آیا میدانید: اگه دکمه صدای تلفونو بعد از رسیدن به حد اکثر ده بار بزنی صداش بیشتر نمیشه!؟

آیا میدانید: در ایران هنگام رد شدن از خیابان های یک طرفه اگر به دو طرف نگاه نکنید میمیرید !؟

آیا میدانید: یادگاری های روی دیوار و صندلی کلاس های دانشگاه اموزنده تر از حرف های استاده !؟

آیا میدانید: انسانها به جز کودکِ درون یک عدد خر درون دارند که گاهی زمام امور را به دست می‌گیرد !؟

آیا میدانید: یه گند کاری هایی هست اینقد ضایعه که برا خودتم نمیتونی تعریف کنی چه برسه به دیگران!؟

آیا میدانید: با این کارتی که داری به جای گرفتن پول نقد هیچ غلط دیگری نمیتوانید بکنید چون توش پول ندارید!؟

آیا میدانید: با حذف جمله “خب دیگه چه خبر” از زبان پارسی ارزش سهام مخابرات با کاهش ۸۰ درصدی مواجه میشود!؟

آیا میدانید:برنامه نویس کسی است که مشکلی که از وجودش بی خبر بودید را به روشی که شما نمی‌دونید حلمی‌کند!؟

آیا میدانید: احتمال دیده شدن اشخاص محترم در حالتی که شما انگشتت تا مچ تو دماغته به مراتب بیشتر از وقت هایعادی میباشد !؟

آیا میدانید:کسانی که در روز ۱۱ ساعت پشت میز می‌نشینند نسبت به کسانی که ۸ ساعت پشت میز می‌نشینند، ۳ساعت بیشتر پشت میز می‌نشینند !؟


موضوعات مرتبط: طنز

تاريخ : شنبه بیست و پنجم خرداد 1392 | 13:54 | نویسنده : بابک بابازاده |

 

لوازم آرایش چیست ؟

ابزار پیچیده شعبده بازی ، با قابلیت تبدیل لولو به هلو !

.

بعضی وقتا مشکلات انقدر بزرگ میشن که “پدربزرگ” آدم درمیاد !

.

ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻧﺦ ﺩﻧﺪﻭﻥ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ

ﭘﺴﺮﺧﺎﻟﻢ ﮐﻪ ۵ ﺳﺎﻟﺸﻪ ﮔﯿﺮ ﺩﺍﺩ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﯼ ﭼﯿﮑﺎر ﻣﯿﮑﻨﯽ؟

ﻣﻨﻢ ﻫﺮﭼﯽ ﺑﻬﺶ ﻣﯿﮕﻔﺘﻢ ﺣﺎﻟﯿﺶ ﻧﻤﯿﺸﺪ

ﯾﺪﻓﻪ ﺧﺎﻟﻢ ﺑﺮﮔﺸﺘﻪ ﻣﯿﮕﻪ ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺟﺎﻥ ﺩﺍﺭﻩ ﭘﯽ ﭘﯽ ﻫﺎﯼ ﻻﯼ ﺩﻧﺪﻭﻧﺸﻮ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﺭﻩ!

ﺍﻭﻧﻢ ﮔفت اَه اَه  !  ﻭ ﺭﻓﺖ ﭘﯽ ﺑﺎﺯﯾﺶ :|

.

نگاه مثبت یک شمالی به زندگی :

خوبی ما شمالیا اینه که تعطیلات تا سر کوچه هم بریم رفتیم شمال !

.

گر نباشد چیزَکی یه سری باز زٍر زٍر میکنن !

 


موضوعات مرتبط: طنز

ادامه مطلب
تاريخ : شنبه بیست و پنجم خرداد 1392 | 13:49 | نویسنده : بابک بابازاده |
 

http://www.asemoni.com/img/1052.jpg


 

خداحافظ نگو وقتی هنوز درگیر چشماتم

خداحافظ نگو وقتی تا هر جا باشی همراتم

 

تو اون گرمای خورشیدی که میری رو به خاموشی

نمی دونی چقد سخته شبِ سرد فراموشی

 

شبی که کوله بارت رو میون گریه می بستی

یه احساسی به من می گفت هنوزم عاشقم هستی

 

خداحافظ نگو وقتی هنوز درگیر چشماتم

خداحافظ نگو وقتی تا هر جا باشی همراتم

 

چرا حالت پریشونه چرا مایوس و دل سردی

خداحافظ نگو وقتی هنوزم میشه برگردی

 

تو یادت رفته اون روزا یکی تنها کست میشد

خداحافظ که می گفتی خدا دلواپست میشد

 

خداحافظ نگو هنوز درگیر چشماتم

خداحافظ نگو تا هر جا باشی همراتم

 

خداحافظ نگو


موضوعات مرتبط: عاشقانه

تاريخ : شنبه هجدهم خرداد 1392 | 10:47 | نویسنده : رحیم کارگر |